+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 0:56  توسط محمد
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 23:27  توسط محمد
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 23:24  توسط محمد
|
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 20:36  توسط محمد
|
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 20:29  توسط محمد
|
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 19:37  توسط محمد
|
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 15:3  توسط محمد
|
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 14:58  توسط محمد
|
آنچه می خواهیم نیستیم، آنچه هستیم نمی خواهیم، آن چه دوست داریم نداریم، آن چه داریم دوست نداریم.. اما عجیب است که هنوز زنده ایم و امیدوار به اینکه روزی ، جایی، در کنار کسی، بالاخره
خوشبخت خواهیم شد!..
اگر عشق نبود چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم، به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ آری! بی گمان پیش از این ها مرده بودیم، اگر عشق نبود
بگذارید و بگذرید،ببینید و دل نبندید، چشم بیندازید و دل نبازید، که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت..
+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 15:30  توسط محمد
|
دلت تنگ شد، وقتی چشات تر شد، وقتی دیگه نبود کسی، تا بشنوه که بی کسی، بدون که هست این جا کسی، که
تو واسش همه کسی..
خیلی سخته که ببینی یک آهو توی چنگال شیر اسیر شده، اما حیرت انگیز تر اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمای یه آهو شده!
آن سوی ناکامی ها خدایی هست که داشتنش جبران همه ی نداشتن هاست
+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 15:28  توسط محمد
|